داستان انگلیسی با ترجمه
داستان انگلیسی با ترجمه، پربازدید ترین داستان ها، سرنوشت، داستان بامزه، جملات باحال، پربازدید ترین داستان ها، سرنوشت، داستان بامزه، جملات باحال

شعر

25 آبان 1391 | نسخه قابل چاپ | نويسنده : mohsen&mobin

انگار دستام سرد سردن

انگار چشمام شب تارن

آسمون سیاه، ابر پاره پاره

شرشر بارون، داره میباره

حالا رفتی و من، تنها ترین عاشقم رو زمین

تنها خاطراتم، تو بودی فقط همین

گفتی برو، تنها بمون

با غصه ها، همراه بمون

دیگه نمی تونم، خسته ی خسته ام

طلسم غم رو، زدم شکستم

داره چشمام، ابر بارون

رو گونه هام، شده روون

رفتی و رفتی، تنها میمونم

تا آخر عمر، واسه ات میخونم

حالا رفتی و من، تنها ترین عاشقم رو زمین

تنها خاطراتم، تو بودی فقط همین




گيم لئون: انجمن بازي



موضوعات مرتبط با اين مطلب : جملات کوتاه و جالب

داستان انگلیسی

7 شهریور 1391 | نسخه قابل چاپ | نويسنده : mohsen&mobin

 


Destiny

During a momentous battle, a Japanese general decided to attack even though his army was greatly outnumbered. He was confident they would win, but his men were filled with doubt.

On the way to the battle, they stopped at a religious shrine. After praying with the men, the general took out a coin and said, "I shall now toss this coin. If it is heads, we shall win. If it is tails we shall lose."

"Destiny will now reveal itself."

He threw the coin into the air and all watched intently as it landed. It was heads. The soldiers were so overjoyed and filled with confidence that they vigorously attacked the enemy and were victorious.

After the battle. a lieutenant remarked to the general, "No one can change destiny."

"Quite right," the general replied as he showed the lieutenant the coin, which had heads on both sides.

ادامه داستان به همراه ترجمه در ادامه مطلب


ادامه مطلب...

گيم لئون: انجمن بازي



موضوعات مرتبط با اين مطلب : داستان انگلیسی

ساخت وبلاگ

هدايت به بالاي